آموزش و توسعه اقتصاد
ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٥  

اقتصاد و آموزش و پرورش

 

مقدمه

با توجه به اقتصاد آموزش و پرورش، به  زمان های دوری چون عصر افلاطون، ارسطو و توماس اکویناس قدیس باز می گردد، از آن عصر تا کنون بشر به نقش آموزش و پرورش جامعه و ویژگی های اقتصادی آموزش و پرورش توجه داشته است. امّا تنها از نیمه دوم قرن بیستم است که اقتصاد و آموزش و پرورش به یک موضوع مستقل تبدیل شده است.

- آموزش چگونه باعث توسعه ی اقتصادی می شود؟

این سؤال است که غالب محققان آن را بی پاسخ باقی گذاشته اند. یکی از تأثیرات مهم گسترش تعلیم و تربیت آن است که موجب توسعه تمایلات آزادیخواهانه سیاسی و اجتماعی می شود. تأثیر مهم دیگر آن است که گسترش آموزش و پرورش موجب کاهش نرخ رشد جمعیت می شود و به این طریق یک مشکل بزرگ کشورهای در حال توسعه را کاهش می دهد. افراد تحصیل کرده نیز عموماً دیرتر ازدواج می کنند و چگونگی کنترل فرزند را نیز بهتر می دانند و بهتر رعایت می کنند. این افراد همچنین به سلامت خود بیشتر می اندیشند. و در تشخیص بیماری های خویش دقت بیشتری به خرج می دهند و در تهیه ی غذا و مسکن خود انتظارات بالاتری را از خود ظاهر می سازند. علاوه بر این بالا رفتن سطح آموزش عمومی موجب افزایش طول عمر و انتظار زندگی می شود و این امر فعالیت بیشتر برای بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی را دامن می زند. توسعه ی آموزش و پرورش مستقیماً منجر به توسعه علوم و صنایع و تولید، و بالطبع، باعث توسعه اقتصادی می شود به هر صورت،‌ رابطه آموزش و پرورش با توسعه اقتصادی و اجتماعی یک رابطه پیچیده است. آموزش و پرورش باعث تغییر ارزش ها و طرز تلقی های افراد می شود و این خود تأثیر مستقیم بر وضعیت اقتصادی دارد. تاریخ نشان می دهد که زندگی انسان در دوره هایی متحول شده است که نیاز به پیشرفت در افراد جامعه شدید بوده است. آموزش و پرورش می تواند این نیاز به پیشرفت را تشدید کند و به این طریق بر توسعه ی اقتصادی مؤثر می افتد، آموزش و پرورش در جریان تغییر ارزش ها و طرز تلقی های افراد، آنان را از دیدگاههای سنتی به دیدگاههای نو می کشاند که این دیدگاهها خود در جهت تحولات و تغییرهای جدید اقتصادی است. همین طور، یکی از مقتضیات توسعه ی اقتصادی، گسترش ارتباطات است. که این خود به تبع گسترش آموزش به وجود می آید.

غالب تحقیقات حاکی از آن است که رشد اقتصادی با بهبود آموزش عمومی و با سوادی مردم ارتباط دارد. آموزش های شغلی و حرفه ای همراه با تجارب ضمن خدمت نیز در کارایی شغلی و پیشرفت اقتصادی مؤثرند. به هر صورت نوع سیستم آموزشی و اهداف و برنامه ها و امکانات آن نیز در میزان رشد اقتصادی کاملاً مؤثر است مثلاً اگر برنامه های تحصیلی دوره ی دوم متوسط عمدتاً جنبه ی آمادگی فنی و حرفه ای داشته باشد و بخش محدودی از آن به آموزش های تئوریک و فراهم کردن مقدمات ورود به دانشگاه برای افراد مستعد اختصاص یابد به رشد اقتصادی جامعه کمک خواهد کرد. برعکس در سیستم های آموزشی نظیر کشور ما آموزش متوسط نظری عمدتاً تأثیر مثبتی بر توسعه ی اقتصادی ندارد. همینطور، آموزش عمومی که به مهارت های پایه و آموزش های عملی و خلاق تکیه نکند تأثیر بسیار کمتری بر رشد اقتصادی می گذارد تا آن گونه آموزش عمومی که مهارت ها و مفاهیم اساسی را در جریان آموزش فعال به دانش آموزان بیاموزد در هر حال، آموزش رسمی زمینه هایی را فراهم می آورد که «قابلیت یادگیری بیشتر» را در آدمی می پروراند و او را آماده می سازد که از آموزش های غیررسمی نیز بهتر بهره مند شود و به این ترتیب به رشد و توسعه ی اقتصادی و اجتماعی یاری برساند.

افزون بر آنچه گفته شد، هرگاه آموزش جنبه ی غیر متمرکز یا نیمه متمرکز داشته باشد موجب احساس مسئولیت و توجه بیشتری از جانب بازار آزاد و نیروهای محلی و ملی خواهد شد که هم به توسعه ی آموزش دامن خواهد زد و هم نتایج اقتصادی بهتری به بار خواهد آورد. برنامه های بزرگ آموزشی از جانب دولت فقط موقعی به موفقیت اقتصادی و اجتماعی خواهد انجامید که با برنامه ریزی های کوچک و عملی آموزشی توسط خود مردم و مؤسسات خصوصی که به سرعت خود را با مقتضیات متحول زندگی تطبیق می دهند همراه باشد.

به منظور وصول به رشد و توسعه ی اقتصادی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه، باید در درجه اول بر آموزش عمومی برای تمام مردم بویژه روستاییان و گروههای بزرگ محرومی که در مناطق پرجمعیت شهری زندگی می کنند تأکید بیشتری کرد. این آموزش عمومی بویژه اگر توسط معلمان توانا و دانش آموخته صورت می گیرد و یا آموزش اضافی مربوط به کار و زندگی این مردم باشد نتایج بسیار مؤثری را در بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی آنان ببار خواهد آورد.

آموزش عمومی که همراه با تغییرات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی صورت گیرد برای مردم محروم بسیار مفدی خواهد بود. این بدان معنا است که مثلاً اگر کشت سنتی را به کشت مکانیزه تبدیل کنیم و همزمان با آن آموزش عمومی و سواد آموزی را در روستاها توسعه دهیم نتایج اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بهتری خواهد داشت. خلاصه ی کلام آنکه، همیشه رابطه ی محکمی بین تحصیلی و سایر تغییراتی که در جریان توسعه به ظهور می رسد وجود دارد و نمی توان رشد اجتماعی اقتصادی را از رشد فرهنگی جدا دانست و یکی بدون دیگری نیز به نتیجه ای نخواهد رسید.

سهم تعلیم و تربیت در پیشرفت اقتصادی، از طریق توانایی افزایش بهره دهی نیروی کار موجود با استفاده از آموزش عمومی و تربیت تخصصی است،‌ اما در عین حال، پاسخ به این سئوال که تعلیم و تربیت چگونه باعث افزایش بهره دهی می شود و اهمیت آن تا چه اندازه و در کجا است بسیار دشوار است. آنچه مسلم است این است که در جوامع پیشرفته صنعتی همه ی مردم بهره مند از آموزش عمومی و تحصیلکرده هستند و قادرند به انجام کارها و خدماتی بپردازند که اقتضای زندگی در چنین جوامعی است. در این جوامع، سطح علمی و تکنولوژیک بسیار بالاست و گروههای کثیری دانشمند و متخصص و محقق و مهندس وجود دارند که به کارهای کاملاً پیچیده و پژوهش و نوآوری های علمی و فنی می پردازند و امکان پیشرفت های جدید اقتصادی و صنعتی و اجتماعی را فراهم می آورند.

باید توجه داشت که آموزش از طرفی یک کالای سرمایه گذاری و از سوی دیگر یک کالای مصرفی است. یعنی وقتی مردم از تحصیلات بالاتری برخوردار باشند، توسعه ی اقتصادی هم عموماً بالاتر است و همچنین وقتی رشد اقتصادی کشور و درآمد مردم بالا رود تقاضای آنان برای آموزش های جدید تر و اضافی تر، بیش تر خواهد بود. چنین مردمی تقاضای آموزش بیشتری برای فرزندان خود نیز خواهند داشت. طبعاً‌ کسانی که از سطوح بالاتر آموزشی و اجتماعی برخوردار هستند امکان بیشتری برای پیشرفت تحصیلی فرزندان خود دارند و این عملاً موجب نوعی غربال کردن دانش آموزان و تداوم تبعیض و تفاوت های موجود نیز خواهد شد. همچنین،‌ کار فرمایان و بازار سعی خواهند کرد برحسب نیازهای خود،‌ افراد تحصیلکرده ی معینی را در کارهای خویش بپذیرند و بقیه ی مردم در مشاغل پایین تر بکار بپردازند و در چنین شرایطی،‌ هرچه تحصیلات عمومی به سطح بالاتری برسد، بازهم درصد معینی از افرادی که تحصیلات علیتری کرده اند به مشاغل مذکور گماشته خواهند شد و بقیه افراد که اکثریت بزرگی را هم تشکیل می دهند،‌ علی رغم آموزش بیشتری که دیده اند، باز هم در همان مشاغل پایین تر بکار خواهند پرداخت. و چنین است که به تدریج نرخ بازگشت به سرمایه انسانی کاهش می یابد و باید راه حلی برای آن یافت. در مورد نرخ بازگشت به سرمایه انسانی کاهش می یابد و باید راه حلی برای آن یافت. در مورد نرخ بازگشت به سرمایه انسانی،‌ نظریه پردازان اقتصاد آموزش و پرورش، نظیر بکر، ‌شولتز، و دیگران فرض را بر این گذاشته اند که انسان اقتصادی می کوشد تا حدی در کسب آموزش سرمایه گذاری کند که درآمد ناشی از تحصیلات اضافی مقرون به صرفه نباشد یعنی بیشتر از مقدار سرمایه ای نباشد که شخص از یکسو در کسب تحصیلات مصرف کرده و از سوی دیگر در طول تحصیل درآمدی را هم که می توانست داشته باشد از دست داده است. طبعاً اگر عوامل دیگر در تمایل افراد به ادامه ی تحصیلات نظیر رشد فکری و فرهنگی و شخصیتی و پاسخگویی به نیاز به پیشرفت را نیز مدنظر قرار دهیم.

نتیجه گیری

باید به چند نکته اشاره کرد:

اولاً، پژوهش های بسیار حاکی از آن است که سرمایه گذاری آموزشی موجب توسعه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی است.

ثانیاً، سرمایه گذاری های آموزشی در کشورهای در حال توسعه به دلیل کمبود نیروی انسانی ماهر، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

سوم، آنکه در کشورهای در حال توسعه بیشترین اهمیت را باید گسترش فراگیر کردن آموزش عمومی داد.

چهارم اینکه، تعلیم و تربیت مبتنی براصول علمی و یادگیری های معنی دار و کاربردی بیشترین تأثیر مثبت را بر نرخ بازگشت خصوصی و اجتماعی در سرمایه گذاری انسانی دارد.

بالاخره، پنجمین مطلب این که هرگاه سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت همراه با سرمایه گذاری در سایر خدمات اجتماعی نظیر بهبود تغذیه و بهداشت و مسکن و غیره باشد تأثیر مثبت فزاینده ای بر توسعه اقتصادی و اجتماعی خواهد داشت.

منبع:اقتصادوآموزش وپروش نوشته ی:«دانیل سی،راجرز»و«هرش اس،راچلی» ترجمه ی: سید ابوالقاسم حسینیون      


کلمات کلیدی:
مشاوره تحصیلی
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٦  

برنامه ریزی درسی

از کجا شروع کنم؟

 

بررسی کتابهای درسی:

در انتخاب محتوای کتابهای درسی باید درباره مطالبی که در

برنامه گنجانده می شود،تصمیم بگیرید. ابتدا همه کتابهایی را

که باید مطالعه شود ، گردآوری کنید و درباره حجم انها ،

سخت و آسان بودن آنها و مدت زمانی که به هر فصل و

بخش اختصاص می یابد ، نظر دهید و تعیین کنید که به هر

کدام در طول روز ، هفته و ماه، می بایست چه مدت زمانی

برای مطالعه اختصاص داده شود . توجه داشته باشید که در

تنظیم وقت نباید فقط به کتابهایی که علاقه مندید، اهمیت دهید

؛ در این گونه موارد ، منطقی فکر کنید و برای کتابهایی که

محتوای آنها سخت تر است،زمان بیشتری را برای مطالعه

در نظر بگیرید .

از کجا شروع کنیم:

برای جلوگیری از سردرگمی باید بدانیم که از کجا باید

شروع کنیم ؛ یعنی وقتی کتابهای مورد نظر خود را سبک و

سنگین کردیم و مدت زمان لازم را برای مطالعه را به آنان

اختصاص دادیم،می بایست تعیین کنیم که ابتدا از چه

کتابهایی شروع کنیم. بعضی از افراد از کتابهای سخت

شروع می کنند تا به کتابهای آسان برسند. بعضی دیگر از

کتابهای آسان به مشکل شروع می کنند و بعضی دیگر

ترجبح میدهند که کتابهای آسان و مشکل را با هم بخوانند؛

در هر صورت ، اینکه یک کتاب را تا آخر می خوانید و بعد

سراغ کتاب دیکری می روید و یا برنامه روزانه شما متنوع

است و فصلهای از چند کتاب را برای مطالعه روزانه خود

انتخاب می کنید، یک مسئله شخصی است و بستگی به عادت

مطالعه شما دارد. آنچه در اینجا اهمیت دارد ، این است که

سعی کنید درسهای مشکل را به ساعتهایی که احساس می

کنید بهتر می توانید بخوانید و بازدهی بیشتری دارید،

اختصاص دهید و درسهای آسانتر را به روزهای دیگر

موکول کنید؛ همچنین ترتیب کتابهایی که برای مطالعه

انتخاب می کنید، می بایست به گونه ای باشد که در حین

مطالعه و یادآوری مطالب در انها تداخل ایجاد نشود.

جایگاه هر درس را مشخص کنید و تعیین کنید که ابتدا چه

تکالیفی را انجام دهید، بهتر است و چه تکالیفی را با تاخیر

انجام دهید، برایتان مشکلی پیش نمی آید.

انعطاف پذیری

برنامه درسی را طوری طراحی کنید که امکان تغییر در آن

باشد تا هنگام اجرای آن اگر احساس کردید که برنامه خیلی

راحت و آسان و یا خیلی سخت و فشرده است، بتوانید

نواقص آنرا برطرف کنید و با نظارت و بازنگری به

ساماندهی مجدد آن بپردازید؛ چرا که انرژی شما در برنامه

ریزی سخت و فشرده بزودی هدر می رود و توان ادامه

برنامه را نخواهید داشت و در برنامه ریزی راحت و آسان،

مدت زمانی را که باید به مطالعه می پرداختید، هدر می دهید

و در واقع حداکثر استفاده را از حداقل زمان نمی کنید و

ممکن است که برای ادامه مطالعه، وقت کم بیاورید؛ بنابراین

، برنامه را به گونه ای طراحی کنید که امکان تغیرات لازم

در آن امکان پذیر باشد.

پشتکار و سختکوشی

پشتکار و سختکوشی در اجرای برنامه درسی؛ نشان دهنده

انگیزه قوی شما برای رسیدن به هدف است؛ اما برای اینکه

همیشه در طول اجرای برنامه مصمم باشید، باید قبل از

اجرای آن خود را ملزم کنید تا بر اساس برنامه عمل کنید و

در صورت عدم تعهد، خود را مجبور به جبران ان کنید؛

یعنی در ساعتهایی که برای کارهای غیر قابل پیش بینی در

نظر گرفته بودید، تخطی خود را از برنامه جبران کنید.

برنامه های غیر درسی

در یک برنامه درسی خوب باید به امور غیر درسی نیز

توجه داشته باشید ؛ یعنی مدت زمان کوتاهی را نیز به

کارهای غیر درسی اختصاص دهید؛ مثل مطالعات غیر

درسی، پیاده روی، ورزش و هر چیز دیگری که مورد

علاقه تان است . توجه داشته باشید که با افراط در اجرای

برنامه های غیر درسی، در مسیرهای انحرافی قرار نگیرید

و از هدف اصلی و برنامه اصلی خود دور نشوید.

لازم است مدت زمانی که به برنامه های غیر درسی

اختصاص میدهید ،خیلی طولانی نباشد؛مثلا اگر قبلا دو

ساعت ورزش انجام می دادید ،اکنون زمان کمتری را به آن

اختصاص دهید0

استفاده از مؤسسات وکلاس های آموزشی

استفاده از مؤسسات و کلاسهای آموزشیرا در برنامه های

درسی ،به اجبار توصیه نمی کنیم ؛اما اگر احساس می کنید

که نیاز به کلاس تقویتی دارید و تصمیم گرفته اید که به

کلاس های آموزشی بروید ،خوب تحقیق کنید که آن

مؤسسات حتما معتبر وقابل اع تماد باشند ؛همچنین برای رفع

اشکالات درسی می توانید به صورت گروهی با همکلاسی

ها ودوستانتان مشکلات درسی تان را مطرح و برطرف

کنید ویا با شرکت در کلاسهای غیر تقویتی که در خود

مدارس برگزار می شود ،نیز می توانید کمک زیادی در رفع

اشکالات درسی تان بکنید 0

آزمون استفاده از تست وآزمونهای معتبر

استفاده از تست وآزمونهای معتبر را در برنامه های خود

بگنجانید ،چرا که به کار گیری آن در پایان یادگیری هر

مطلب بسیار مفید است0سعی کنید که بعد از پایان هربخش

ویا هر درس ،با استفاده از سؤال های چهار جوابی

وآزمونهای آزمایشی بلافاصله توانایی یادآوری مطالبی را که

یاد گرفته اید،ارزیابی کنید؛چون فراموشی معمولا بعد از

گذشت 24ساعت بیشتر است0در موقع تست زدن درس

جدید ،به عقب برگردید و دوباره تست های دروس گذشته را

بزنید تا مروری بر آنچه فرا گرفته اید داشته باشید0

تنظیم ساعات مطالعه

سوال هایی که این روز ها بیشتر از ما پرسیده می شود، این

است که برای برنامه ریزی در شبانه روز چند ساعت درس

بخوانیم بهتر است0 پاسخ واضح و روشنی به این سؤال نمی

توان داد ؛چرا که توانایی مطالعه افراد با یکدیگر متفاوت

است0بعضی از افراد ظرفیت مطالعه شان زیاد است وبا

وجود این که ساعت های طولانی را به مطالعه اختصاص

می دهند،کمتر احساس خستگی می کنند ؛اما بعضی دیگر از

افراد نمی توانند در طی شبانه روز زیاد مطالعه کنندو در

مطالعه طولانی مدت، بیشتر احساس خستگی می کنند 0

تشخیص میزان ساعت مطالعه هر فرد به خود فرد بستگی

دارد و خود او باید تشخیص دهد که چقدر باید بخواند

،استراحت کند و یا به کارهای دیگرش بپردازد 0

در واقع با توجه به شناختی که هر شخص از خود دارد

،میتواند بهترین برنامه رابرای خود تدوین کند0تنها توصیه

ای که می توانیم در این مورد به شما داشته باشیم ،این است

که در شروع مطالعه و در ماه های اول ،بهتر است زمان

بیشتری را به مطالعه اختصاص دهید تا در ماه های آخر و

ایام تعطیل عید نوروز ،فشار کمتری به شما وارد شود و

فرصت کافی برای مرور مطالب درسی داشته باشید 0

محققان معتقد ند که افراد موفق آنهایی نیستند که فقط سر

کلاس حاضر می شوند ،به درس گوش می دهند ،یادداشت

برمی دارند ،و منتظر می مانند تا معلم ،تاریخ امتحان را

اعلام کند ؛بلکه افراد موفق کسانی هستند که زمان مورد نیاز

برای انجام تکالیف درسی را پیش بینی می کنند ،درباره

تکالیفی که باید انجام دهند ،اطلاعات لازم را به دست می

اورند،در مواقع ضروری به صورت گروهی کار می کنند

وهر کاری را که باعث نظم بیشتر در انجام امورشان می

شود ،انجام می دهند و به طور کلی افراد موفق ،افرادی فعال

هستند؛نه منفعل0

برنامه ریزی بلند مدت وکوتاه مدت

رعایت نکاتی که در طراحی یک برنامه درسی توضیح

دادیم ،اساس تشکیل یک برنامه درسی خوب است0با

رعایت این نکات در برنامه روزانه ،این نظم فکری در شما

ایجاد می شود که بدانید وقتی صبح از خواب بیدار می شوید

ابتدا باید به چه کاری بپردازید و به طور خودکار ،بدون

هیچ گونه دغدغه ای ،وارد عمل می شوید 0

یکی دو هفته بعد از اجرای برنامه ،نتیجه حاصل از آن را

بررسی کنید تا بدانید که آیا در اجرای برنامه موفق بوده اید

یا خیر و آیا به نقاط ضعف و قدرت خود پی برده اید و بدانید

که آیا از اجرای برنامه راضی هستید یا نه. در صورت عدم

رضایت ، در برنامه خود تجدید نظر کنید و در صورت

رضایتمندی می توانید بر همین اساس برای بقیه روزهای

هفته برنامه ریزی کنید و با اجری برنامه روزانه و هفتگی

می توانید برای یک ماه و ماههای بعد نیز برنامه ریزی کنید

و بدین ترتیب ، برنامه کوتاه مدت و بلند مدت شما شکل می

گیرد .

موانع اجرای برنامه درسی :


موانع زیادی در اجرای صحیح برنامه درسی شما تاثیر گذار

است که برخی از انها به شرح زیر است:

- عدم تسلط بر موضوع های درسی.

- عدم شناخت نقاط ضعف و قوت خود و تلاش برای

برطرف کردن انها .

- عدم اغتماد به نفس و تصورات منفی از توانایی خود .

- ضعیف و کمرنگ شدن هدف و انگیزه .

- خیالبافی ، سستی و ...

منبع:

- ابراهیمی علی ؛ برنامه ریزی درسی (راهبردهای نوین)

؛تهران: فکر نو؛1377 .

- تقی پور ، ظهیر ؛ مقدمه ای بر برنامه ریزی آموزشی و

درسی؛ تهران: آگاه ؛ 1383 .

- سیف، علی اکبر؛ روانشناسی پرورشی(روانشناسی

یادگیری و آموزش)؛ تهران : آگاه، 1380.


 

 


- چگونه برنامه ریزی کنم؟


- از کجا باید شروع کنم؟


- چقدر وقت دارم؟

این روزها افکار خیلی ها درگیر چگونگی طراحی برنامه

ریزی درسی شده است ؛ اما دوستان خوبم! نوشتن یک

برنامه درسی منسجم و خوب، آن قدرها هم که تصور می

کنید،سخت نیست؛فقط کمی دقت میخواهد؛

- برنامه ریزی درسی چیست ؟

- چرا برای مطالعه به برنامه ریزی نیازمندیم؟

- یک برنامه ریزی خوب چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟

- چگونه می توانیم یک برنامه ریزی خوب را طراحی کنیم؟

وقتی ما در زندگی هدفی داریم و می خواهیم برای رسیدن به

آن هدف،کاری انجام دهیم،ناگزیریم که مسیری را طی کنیم

انتخاب مسیر ورسیدن به هدف مورد نظر ما ،بسیار با

اهمیت است؛چرا که هم می توانیم مسیر پر پیچ خم وانحرافی

را انتخاب کنیم و هم بهترین مسیر را؛واین بستگی به میزان

علاقه ما به آن هدف و خواسته مان دارد0

اگر هدف ما کمرنگ باشد،شدت و ضعف مسیر برای ما کم

اهمیت است و انگیزه ای برای رسیدن ما را مشتاق نمی

کند؛اما اگر هدف ما بسیار ارزشمند باشد،راه دوم را انتخاب

می کنیم و برای رسیدن به آن از هیچ تلاش وکوششی دست

بر نمی داریم و میدانیم که برای رسیدن به آن،سختی هایی

رانیز باید متحمل شویم ؛بنابراین، شور وشوق رسیدن به

هدف، انگیزه تلاش کردن را در ما زیاد می کند 0

انتخاب مسیر ،همان برنامه ریزی درست ومطلوب

است؛یعنی اگر ما هدف مشخص و معینی داشته باشیم و آن

هدف برای ما بسیار ارزشمند باشد،شور وشوق رسیدن به

آن ،این انگیزه را در ما ایجاد می کند که چگونه برای

پیمودن به بهترین نحو برنامه ریزی کنیم تا بهترین نتیجه را

در راه رسیدن به هدفمان بگیریم؛بنابراین،«برنامه

ریزیتنظیم راههای هدفمندبرای رسیدن به هدف است0»

بدون هدف، برنامه ررزی معنایی ندارد ؛همانگونه که بدون

انگیزه،هدف نیز معنایی ندارد؛پس برای رسیدن به هدف

،ابتدا باید اهداف جزئی تر را طی کرد؛مثل پلکان یک پله

که برای رسیدن به آخرین پله باید ابتدا از اولین پله شروع

کرد 0

«طبق تحقیقات انجام شده ،یکی از ویژگی های بارز انسان

،قدرت تفکر واندیشه است0انسان در طول زندگی خود

،هرگز از تفکر و اندیشه جدا نبوده است وبا تفکر صحیح

توانسته است به حل مسائل ومشکلات خود بپردازد و به رشد

و تعالی نائل آید»؛بنابراین، در طراحی برنامه درسی می

تواند با استفاده ازتفکر صحیح ،مسیر رسیدن به هدف خود

را اانتخاب کند0در برنامه ریزی درسی می تواند به ردو

صورت عمل کرد؛یا طراحی واستفاده از برنامه ای که

هدفمند ،سازمان یافته ودقیق است که به شیوه منظم قابل

اجراست و بر اساس زمانهای مشخص تنظیم واجرامی شود

،ویا براساس ذهنیت افراد شکل می گیرد و فرد با توجه به

توانایی اش ،بدون در نظر گرفتن زمان مشخص شروع به

مطالعه می کند و بر اساس نیاز خود ،به کارهای تفریحی و

استراحت می پردازد ؛در هر صورت این به خود شما

بستگی دارد هر شیوه ای را که با روحیه شما سازگار است

،برگزیده تا با اجرای آن ،بهترین وبیشترین نتیجه را به

دست آورید و به هدف خود دست یابید 0در اینجا هدف ما

اجرای نوع اول است0

آنچه در طراحی برنامه ریزی درسی مؤثر است:

نکاتی که در طراحی برنامه درسی خوب موثر است ، به

شرح زیر است:


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱  

برنامه درسی چیست؟

 


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥  

زندگی دریایی متلاطمی است که قطب نمای آن محبت است.

نظام وفا کاشانی


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۸  

"برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید

همین الان کاری برای آن انجام دهید. " آلن لاکین



کلمات کلیدی:
آموزش و توسعه اقتصادی
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦  

اقتصاد و آموزش و پرورش

 

مقدمه

با توجه به اقتصاد آموزش و پرورش، به  زمان های دوری چون عصر افلاطون، ارسطو و توماس اکویناس قدیس باز می گردد، از آن عصر تا کنون بشر به نقش آموزش و پرورش جامعه و ویژگی های اقتصادی آموزش و پرورش توجه داشته است. امّا تنها از نیمه دوم قرن بیستم است که اقتصاد و آموزش و پرورش به یک موضوع مستقل تبدیل شده است.

- آموزش چگونه باعث توسعه ی اقتصادی می شود؟

این سؤال است که غالب محققان آن را بی پاسخ باقی گذاشته اند. یکی از تأثیرات مهم گسترش تعلیم و تربیت آن است که موجب توسعه تمایلات آزادیخواهانه سیاسی و اجتماعی می شود. تأثیر مهم دیگر آن است که گسترش آموزش و پرورش موجب کاهش نرخ رشد جمعیت می شود و به این طریق یک مشکل بزرگ کشورهای در حال توسعه را کاهش می دهد. افراد تحصیل کرده نیز عموماً دیرتر ازدواج می کنند و چگونگی کنترل فرزند را نیز بهتر می دانند و بهتر رعایت می کنند. این افراد همچنین به سلامت خود بیشتر می اندیشند. و در تشخیص بیماری های خویش دقت بیشتری به خرج می دهند و در تهیه ی غذا و مسکن خود انتظارات بالاتری را از خود ظاهر می سازند. علاوه بر این بالا رفتن سطح آموزش عمومی موجب افزایش طول عمر و انتظار زندگی می شود و این امر فعالیت بیشتر برای بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی را دامن می زند. توسعه ی آموزش و پرورش مستقیماً منجر به توسعه علوم و صنایع و تولید، و بالطبع، باعث توسعه اقتصادی می شود به هر صورت،‌ رابطه آموزش و پرورش با توسعه اقتصادی و اجتماعی یک رابطه پیچیده است. آموزش و پرورش باعث تغییر ارزش ها و طرز تلقی های افراد می شود و این خود تأثیر مستقیم بر وضعیت اقتصادی دارد. تاریخ نشان می دهد که زندگی انسان در دوره هایی متحول شده است که نیاز به پیشرفت در افراد جامعه شدید بوده است. آموزش و پرورش می تواند این نیاز به پیشرفت را تشدید کند و به این طریق بر توسعه ی اقتصادی مؤثر می افتد، آموزش و پرورش در جریان تغییر ارزش ها و طرز تلقی های افراد، آنان را از دیدگاههای سنتی به دیدگاههای نو می کشاند که این دیدگاهها خود در جهت تحولات و تغییرهای جدید اقتصادی است. همین طور، یکی از مقتضیات توسعه ی اقتصادی، گسترش ارتباطات است. که این خود به تبع گسترش آموزش به وجود می آید.

غالب تحقیقات حاکی از آن است که رشد اقتصادی با بهبود آموزش عمومی و با سوادی مردم ارتباط دارد. آموزش های شغلی و حرفه ای همراه با تجارب ضمن خدمت نیز در کارایی شغلی و پیشرفت اقتصادی مؤثرند. به هر صورت نوع سیستم آموزشی و اهداف و برنامه ها و امکانات آن نیز در میزان رشد اقتصادی کاملاً مؤثر است مثلاً اگر برنامه های تحصیلی دوره ی دوم متوسط عمدتاً جنبه ی آمادگی فنی و حرفه ای داشته باشد و بخش محدودی از آن به آموزش های تئوریک و فراهم کردن مقدمات ورود به دانشگاه برای افراد مستعد اختصاص یابد به رشد اقتصادی جامعه کمک خواهد کرد. برعکس در سیستم های آموزشی نظیر کشور ما آموزش متوسط نظری عمدتاً تأثیر مثبتی بر توسعه ی اقتصادی ندارد. همینطور، آموزش عمومی که به مهارت های پایه و آموزش های عملی و خلاق تکیه نکند تأثیر بسیار کمتری بر رشد اقتصادی می گذارد تا آن گونه آموزش عمومی که مهارت ها و مفاهیم اساسی را در جریان آموزش فعال به دانش آموزان بیاموزد در هر حال، آموزش رسمی زمینه هایی را فراهم می آورد که «قابلیت یادگیری بیشتر» را در آدمی می پروراند و او را آماده می سازد که از آموزش های غیررسمی نیز بهتر بهره مند شود و به این ترتیب به رشد و توسعه ی اقتصادی و اجتماعی یاری برساند.

افزون بر آنچه گفته شد، هرگاه آموزش جنبه ی غیر متمرکز یا نیمه متمرکز داشته باشد موجب احساس مسئولیت و توجه بیشتری از جانب بازار آزاد و نیروهای محلی و ملی خواهد شد که هم به توسعه ی آموزش دامن خواهد زد و هم نتایج اقتصادی بهتری به بار خواهد آورد. برنامه های بزرگ آموزشی از جانب دولت فقط موقعی به موفقیت اقتصادی و اجتماعی خواهد انجامید که با برنامه ریزی های کوچک و عملی آموزشی توسط خود مردم و مؤسسات خصوصی که به سرعت خود را با مقتضیات متحول زندگی تطبیق می دهند همراه باشد.

به منظور وصول به رشد و توسعه ی اقتصادی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه، باید در درجه اول بر آموزش عمومی برای تمام مردم بویژه روستاییان و گروههای بزرگ محرومی که در مناطق پرجمعیت شهری زندگی می کنند تأکید بیشتری کرد. این آموزش عمومی بویژه اگر توسط معلمان توانا و دانش آموخته صورت می گیرد و یا آموزش اضافی مربوط به کار و زندگی این مردم باشد نتایج بسیار مؤثری را در بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی آنان ببار خواهد آورد.

آموزش عمومی که همراه با تغییرات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی صورت گیرد برای مردم محروم بسیار مفدی خواهد بود. این بدان معنا است که مثلاً اگر کشت سنتی را به کشت مکانیزه تبدیل کنیم و همزمان با آن آموزش عمومی و سواد آموزی را در روستاها توسعه دهیم نتایج اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بهتری خواهد داشت. خلاصه ی کلام آنکه، همیشه رابطه ی محکمی بین تحصیلی و سایر تغییراتی که در جریان توسعه به ظهور می رسد وجود دارد و نمی توان رشد اجتماعی اقتصادی را از رشد فرهنگی جدا دانست و یکی بدون دیگری نیز به نتیجه ای نخواهد رسید.

سهم تعلیم و تربیت در پیشرفت اقتصادی، از طریق توانایی افزایش بهره دهی نیروی کار موجود با استفاده از آموزش عمومی و تربیت تخصصی است،‌ اما در عین حال، پاسخ به این سئوال که تعلیم و تربیت چگونه باعث افزایش بهره دهی می شود و اهمیت آن تا چه اندازه و در کجا است بسیار دشوار است. آنچه مسلم است این است که در جوامع پیشرفته صنعتی همه ی مردم بهره مند از آموزش عمومی و تحصیلکرده هستند و قادرند به انجام کارها و خدماتی بپردازند که اقتضای زندگی در چنین جوامعی است. در این جوامع، سطح علمی و تکنولوژیک بسیار بالاست و گروههای کثیری دانشمند و متخصص و محقق و مهندس وجود دارند که به کارهای کاملاً پیچیده و پژوهش و نوآوری های علمی و فنی می پردازند و امکان پیشرفت های جدید اقتصادی و صنعتی و اجتماعی را فراهم می آورند.

باید توجه داشت که آموزش از طرفی یک کالای سرمایه گذاری و از سوی دیگر یک کالای مصرفی است. یعنی وقتی مردم از تحصیلات بالاتری برخوردار باشند، توسعه ی اقتصادی هم عموماً بالاتر است و همچنین وقتی رشد اقتصادی کشور و درآمد مردم بالا رود تقاضای آنان برای آموزش های جدید تر و اضافی تر، بیش تر خواهد بود. چنین مردمی تقاضای آموزش بیشتری برای فرزندان خود نیز خواهند داشت. طبعاً‌ کسانی که از سطوح بالاتر آموزشی و اجتماعی برخوردار هستند امکان بیشتری برای پیشرفت تحصیلی فرزندان خود دارند و این عملاً موجب نوعی غربال کردن دانش آموزان و تداوم تبعیض و تفاوت های موجود نیز خواهد شد. همچنین،‌ کار فرمایان و بازار سعی خواهند کرد برحسب نیازهای خود،‌ افراد تحصیلکرده ی معینی را در کارهای خویش بپذیرند و بقیه ی مردم در مشاغل پایین تر بکار بپردازند و در چنین شرایطی،‌ هرچه تحصیلات عمومی به سطح بالاتری برسد، بازهم درصد معینی از افرادی که تحصیلات علیتری کرده اند به مشاغل مذکور گماشته خواهند شد و بقیه افراد که اکثریت بزرگی را هم تشکیل می دهند،‌ علی رغم آموزش بیشتری که دیده اند، باز هم در همان مشاغل پایین تر بکار خواهند پرداخت. و چنین است که به تدریج نرخ بازگشت به سرمایه انسانی کاهش می یابد و باید راه حلی برای آن یافت. در مورد نرخ بازگشت به سرمایه انسانی کاهش می یابد و باید راه حلی برای آن یافت. در مورد نرخ بازگشت به سرمایه انسانی،‌ نظریه پردازان اقتصاد آموزش و پرورش، نظیر بکر، ‌شولتز، و دیگران فرض را بر این گذاشته اند که انسان اقتصادی می کوشد تا حدی در کسب آموزش سرمایه گذاری کند که درآمد ناشی از تحصیلات اضافی مقرون به صرفه نباشد یعنی بیشتر از مقدار سرمایه ای نباشد که شخص از یکسو در کسب تحصیلات مصرف کرده و از سوی دیگر در طول تحصیل درآمدی را هم که می توانست داشته باشد از دست داده است. طبعاً اگر عوامل دیگر در تمایل افراد به ادامه ی تحصیلات نظیر رشد فکری و فرهنگی و شخصیتی و پاسخگویی به نیاز به پیشرفت را نیز مدنظر قرار دهیم.

نتیجه گیری

باید به چند نکته اشاره کرد:

اولاً، پژوهش های بسیار حاکی از آن است که سرمایه گذاری آموزشی موجب توسعه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی است.

ثانیاً، سرمایه گذاری های آموزشی در کشورهای در حال توسعه به دلیل کمبود نیروی انسانی ماهر، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

سوم، آنکه در کشورهای در حال توسعه بیشترین اهمیت را باید گسترش فراگیر کردن آموزش عمومی داد.

چهارم اینکه، تعلیم و تربیت مبتنی براصول علمی و یادگیری های معنی دار و کاربردی بیشترین تأثیر مثبت را بر نرخ بازگشت خصوصی و اجتماعی در سرمایه گذاری انسانی دارد.

بالاخره، پنجمین مطلب این که هرگاه سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت همراه با سرمایه گذاری در سایر خدمات اجتماعی نظیر بهبود تغذیه و بهداشت و مسکن و غیره باشد تأثیر مثبت فزاینده ای بر توسعه اقتصادی و اجتماعی خواهد داشت.

منبع:اقتصادوآموزش وپروش نوشته ی:«دانیل سی،راجرز»و«هرش اس،راچلی» ترجمه ی: سید ابوالقاسم حسینیون      


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٤  

          اصول برنامه ریزی آموزش و پرورش

          1. اصول مقدماتی

          2. اصول عمومی

          3. اصول متمم

         
اصول مقدماتی:

          اصل اول :

          هماهنگی توسعه کمی با رشد و بهبود کیفی آموزش

          اصل دوم :همبستگی سطوح مختلف و انواع آموزش و پرورش

          برنامه ریزی باید به آموزش و پرورش از دیدگاه وسیع و جامع آن نگاه کند . برنامه ریزی نباید فقط برای یک دوره (مثلا ابتدائی ) و یا فقط هدف تربیت نیروی انسانی دنیای کار و اقتصاد بلکه تمام نیازهای تربیتی انسان را در بر گیرد.

          اصل سوم : انطباق برنامه های آموزش و پرورش با نیازهای توسعه ملی

          برنامه ریز آموزش و پرورش باید در چارچوب برنامه ریزی توسعه ملی و هماهنگ و همساز با برنامه های اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی هماهنگ و همساز باشد.

          اصول عمومی :

          برنامه ریزی آموزشی فرمول ویژه ای ندارد تحت شرایط زمان و مکان تفاوت می کند . ولی اصول برنامه ریز آموزشی در همه جا صادق و یکسان است. به عبارتی یعنی اینکه برنامه ریزی آموزشی هرکشور اگر چه متناسب با فلسفه ،شرایط سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی و سطح پیشرفت و توسعه  آن کشور می باشد در عین حال اصول کلی و عمومی وجود دارد که باید مراعات گردد .

          1- برنامه جامع باشد : اصل جامعیت

          2- هماهنگ با برنامه هایب اقتصادی و اجتماعی و در قالب برنامه ریزی توسعه ملی : همبستگی با برنامه توسعه ملی

          3- دراز مدت و مداوم باشد : اصل سلامت

          4- علاوه بر توسعه کمی به بهبود و ارتقاء سطح کیفی آموزش و پرورش بپردازد : اصل توجه به جنبه های کیفی

          تقویت برنامه ریزی آموزش و پرورش با مدیریت علاقه مند وارد ، کاربر ،سرویس اطلاعات و آمار صحیح و لازم: اصل توجه به مدیریت و سرویس اطلاعات

          اصول متمم برنامه ریزی آموزشی

          اصول عمومیب هر چند لازم ،اما کافی نیستند.

          1- اصل واقع بینی  

           2- اصل همکاری و مشارکت

           3- اصل استمرار و ارزیابی

           4- اصل تغییر و تحول           

           5- اصل ضمانت اجرائی

          6-اصل واقع بینی

          از دیدگاه مک کینون برای اینکه برنامه واقع بینانه باشد به سلسله عوامل زیر باید توجه کرد .

          1- عوامل کمی عرضه و تقاضا : مانند تعداد نیروی انسانی ،تعداد جمعیت واجب التعلیم منابع مورد نیاز و....

          2- زمینه اجتماعی : مانند نگرش اجتماع به آموزش و پرورش ،ارزش های اجتماعی ،خواسته ها و انتظارات گروههای مختلف مردم از آموزش و پرورش ،عوامل موافق تسهیل کننده با تغییر و تحول و فرم (شکل دهی) آموزش و پرورش ،عوامل مخالف و باز دارنده با تغییر و اصلاح آموزش

          3- عوامل اجرائی : عواملی که در تمایل و داوطلب شدن برای شغل مهمی و بالا بردن سطح کیفیت تعلیم بسیار موثر است مانند چگونگی سازمان و تشکیلات و نظام آموزش و پرورش قوانین استخدامی و نظام حقوق و شرایط ترفیع ، نحوه مدیریت و نظام آموزش و پرورش قوانین استخدامی و نظام حقوق و شرایط ترفیع ،نحوه مدیریت و سلسله مراتب اداری و چگونگی تصمیم گیری و حدود و اختیار عمل متصدیان امر در درجات مختلف اجرائی ،معلمان و چگونگی تعلیم آنها  و حدود و اختیارات و وظایف و نحوه عملشان ،

          4. مسائل سیاسی  : مانند چگونگی تصمیم گیری و مشارکت در برنامه ریزی ،مسائل هماهنگی و همکاری دستگاهها ، مسائل مداومت و پیگیری برنامه ها و تصمیمات و غیره

          5- عوامل مالی : مانند چگونگی بودجه ریزی ،چگونگی کنترل و نظارت مالی ، چگونگی تعیین اولویت ها و ملاک های بودجه ریز و غیره.

          6- مسائل اطلاعاتی : نقص اطلاعاتی به نقص برنامه ریزی منجر می شود . اگر اطلاعات صحیح و کامل نداشته باشیم برنامه ریزی ما واقع بینانه نخواهد بود.

          اصل همکاری و مشارکت :

          این اصل مربوط به اجرا و عمل برنامه ریزی است . برنامه ریزی آموزش و پرورش به همکاری و مشارکت و تبادل نظر موثر نیازمند است . مهمترین مراحل برنامه ریزی که بر همکاری و تبادل نظر موثر نیازمند است مسئله تعیین نیازهای ملی ، انتظارات و خواسته های عمومی ، اولویت ها و هدف ها ،و راهبردهاست. به طور کلی در برنامه ریز آموزش و پرورش علاوه بر مسئولان جامعه و متخصصان و مسئولان برنامه ریزی باید نمایندگان گروههایی که مستقیما مجری برنامه های آموزشی خوهند بود (مانند معلمان و مدیران و غیره) و نمایندگان گروههایی که اجرای برنامه بر روی زندگی آنها اثر مستقیم دارد ( مانند شاگردان ) شرکت کننده

          اصل استمرار و ارزیابی

          برنامه آموزش و پرورش باید به طور مداو ارزیابی یا تجدید نظر گردد و با پیشرفت زمان همگام گردد زیرا بسته به اینکه اهداف آموزش و پرورش عموما به دلیل ماهیت آموزش و پرورش به زمان طولانی نیاز دارد عموما از نوع درازمدت هستند باید این برنامه ریزی از قابلیت انعطاف برخوردا باشد.

           اصل تغییر و تحول

          برنامه ریزی برای این است که در روند موجود تغییر  و تحول ایجاد کند و آن را در مسیر جدیدی قرار دهد و کمبودهای کمی و معایب کیفی آن را برطرف سازد. اصل تغییر و تحول از آنجا که برای ایجاد و تغییر و تحول خواهی و نخواهی باید به هدف های متفاوت ،راهبردهای گوناگون و نظام ها و تقسیم ها و نوآوری های مختلف آموزش و پرورش توجه کنیم .اصل اشتقاق را به دنبال خود دارد . منظور از اصل اشتقاق توجه کردن به راه حل های مختلف است . یعنی شقوق مختلف راههایی که برای نیل به مقصد وجود دارد بیاییم و روشن سازیم و مزایا و معایب و ملازمات هر یک را تجزیه و تحلیل کنیم .

          اصل ضمانت اجرایی

          در تهیه و تنظیم برنامه باید به شرایط اجرای آن توجه کرد شرایط اجرائی به عواملی از قبیل اجتماعی و سیاسی – آمخوزش و پرورش مدیریت آموزش سازمان و تشکیلات و نظام و مقررات اداری آموزش و پرورش ،منابع فنی و انسانی برای نوآوری و توسعه و راهبردهای نوآوری بستگی دارد. اصل ضمانت اجرائی ارتباط نزدیکی با اصل واقع بینی دارد ولی چون از نظر دامنه مسائلی که در بر می گیرد گسترش وسیعی دارد تحت عنوان مجزا و مستقل تاکید شده است وگرنه در حقیقت بخشی از اصل واقع بینی است.

          سوال :

          آیا اصول گفته شده در برنامه ریز آموزشی ایران به طور جامع اعمال می شود داگر نه دلایل و موانع آن چیست.

          منابع :

          اصول و مبانی برنامه ریزی آموزشی : دکتر سیاوش خلیلی شورینی / انتشارات یادواره کتاب سال 1381

          دکتر بهرام محسن پور : برنامه ریز آموزشی / انتشارات مدرسه 1376

          دکتر یحیی فیوضات : مبانی برنامه ریز آموزشی / انتشارات نشر ویرایش 1386


کلمات کلیدی:
؟؟؟!!!
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱  

 زندگی خود را تبدیل به مدرسه ای برای یاد گرفتن کن. جان دیوئی


کلمات کلیدی: